على زمانى قمشه اى
387
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
براى او تأليف كند . چون ادريسى نزد او شد ، وى را محترم داشت و از او خواست تا در سيسيل بماند و اخبار سرزمينها را تحقيق كند . روجر كسانى خردمند را به سرزمينهاى شرق و غرب و جنوب و شمال فرستاد و مصوّرانى همراه آنان كرد . هر زمان كه صورتى ارائه مىشد ، ادريسى آن را ثبت مىكرد و چون خواستهاى او در اين زمينه برآورده شد ، كتابى گرد آورد كه همان نزهة المشتاق شريف ادريسى است . صفدى دربارهء سبب اقامت ادريسى در سيسيل مىنويسد كه روجر به ادريسى گفت : چون تو از دودمان خلافت هستى ، اگر ميان مسلمانان باشى ، قصد كشتن تو را خواهند كرد و اگر نزد من بمانى در امان خواهى بود ، ادريسى نيز اين پيشنهاد را پذيرفت . روجر بر سيسيل كه سرزمين نيمه شرقى و مرز ميان دو تمدن جهان آن روزگار بود ، فرمانروايى داشت و چنين مىنمايد كه هر دوجهان را نيك مىشناخت . اينكه وى دانشمندى مسلمان را به تأليف كتابى در وصف جهان عصر خويش واداشته ، خود نمودارى از برترى تمدن اسلامى بوده است . اشتياق روجر به اينكه نقشهاى خاص او از جهان تصوير شود ، خود نشانهاى از گونهاى گرايش شرقى است . چنان كه انديشهء اسكندر و شاهان ايران و علاقهء مأمون خليفهء عباسى و نيز اشتياق اميران سامانى به اينكه نقشهاى از نقاط زير سلطهء خود داشته باشند ، نمودارى از اين تمايل است . در اين هنگام مسير تازهاى در دانش جغرافيا پديد آمد كه هدف آن پيوند دادن جغرافياى توصيفى به جغرافياى نجومى بود . اين مسير در اثر ادريسى روشن و آشكار است . گمان مىرود تقسيم جهان به 7 اقليم از انديشههاى كهن ايرانى دربارهء 7 كشور مايه گرفته باشد . كتاب ادريسى كوششى به منظور نزديكى جغرافياى نجومى و توصيفى بوده كه با توفيق كامل